تبليغاتX
ولایت
ولایت
سیاست و جامعه اسلامی
جمعه بیستم مرداد 1385
شبهات

دانشجوي گرامي: عليرضا بهادراني 
سلام عليكم                     

سوال (1): چرا ايران به لبنان و حزب الله كمك نمي كنه در اين زمان منظورم همه نوع كمكي هستش؟ فكر كنم ايران اگه بخواد كمك كنه كمك نظامي نميكنه, كمك سلاحي ميكنه.
جواب: روحيه احساس مسؤوليت و غيرت اسلامي شما را مي ستاييم و اميدواريم اين روحيه در تمامي آحاد جهان اسلام و مسؤولين آنان به وجود آمده و گسترش يابد.
متاسفانه همانگونه كه مشاهده مي نماييم دو ملت مسلمان و مظلوم فلسطين و لبنان تحت هجوم وحشيانه و بي سابقه نظامي اسرائيل قرار گرفته و قدرتهاي استكباري علي رغم تمامي شعارهاي خود پيرامون دموكراسي ، حقوق بشر و...بيشترين حمايت نظامي، سياسي و تبليغاتي را از اين اقدامات ضد بشري به عمل مي آورند و اين در حالي است مسلمانان آزاده جهان در حمايت از دفاع مشروع مجاهدان لبنان و فلسطين زير سوال بوده و با انواع محدوديت ها روبرو مي باشند.
در چنين وضعيتي نظام جمهوري اسلامي ايران بر اساس اصول سياست خارجي خويش در حمايت از ملت هاي مسلمان و مستضعف ، نهايت تلاش خود را در جهت ناكامي اهداف شوم صهيونيسم و آمريكاي جنايتكار در منطقه و جلوگيري از وخيم تر شدن اوضاع و گسترش بحران به ساير كشورها كه دقيقا مطابق خواست اشغالگران است؛به كار گرفته است و بدين منظور تمامي ظرفيت ديپلماتيك و خارجي خود را از طريق رايزيني ها ، ديدارها و گفتگوهاي گسترده با سران كشورهاي اسلامي و غير اسلامي و همچنين مجامع بين المللي در بالاترين سطح ادامه مي دهد. البته در كنار اين راهكارهاي سياسي بر ارسال مداوم كمك هاي امدادي نظير غذا و آذوقه ، وساييل بهداشتي و...تاكيد دارد و تاكنون محموله هاي متعددي به لبنان ارسال نموده است.
اما در باره كمكهاي نظامي و اعزام نيروي نظامي بستگي به شرايط و اوضاع آينده اين جنگ دارد و در صورتي كه اين جنگ به ساير كشورهاي منطقه كشيده شود احتمال چنين امري ممكن خواهد بود. ام در شرايط فعلي چنين چيزي مورد نياز مردم لبنان نيست چنانكه مقاومت اسلامي لبنان در واكنش به درخواست ايرانيان براي حضور در لبنان اعلام كرد : درحال حاضر بخش كوچكي از بدنه حزب الله درگير جنگ نظامي است و الباقي نيروهاي اين جنبش درحالت آماده باش قرار دارند.خط تماس نيروهاي درگير در جنوب لبنان محدود بوده و به همين دليل نيازي به حضور نيروهاي بيشتر در منطقه درگيري وجود ندارد و حزب الله با شرايطي كه دارد، قادر است درصورت افزايش منطقه درگيري نيز تا چند برابر خط تماس فعلي از خاك لبنان در شرايط رودررو محافظت نمايد. مسئولان حزب الله تاكيد مي كنند : مردم لبنان حاميان حزب الله هستند و در صورت نياز وارد عمل خواهند شد ولي در شرايط كنوني حزب الله از ظرفيت 10 درصدي خود براي رويارويي با ارتش صهيونيستي استفاده مي‌كند كه درصورت نياز قادر است تمام نيروهاي خود را فراخوانده و پس از آن از نيروهاي مردمي لبنان بهره جويد.همچنين حزب الله از مردم ايران تشكر نموده و اعلام كرد : روزانه تماسهاي زيادي از سوي مردم گرفته ميشود تا نحوه مشاركت و حضور در لبنان را اعلام كنيم . حزب الله معتقد است جنگ حاضر نبرد تاكتيك هاست و حضور نيروهاي ويژه در اينگونه رويارويي ها كارآيي دارد.( ر.ك: سايت بازتاب ، 10مرداد1385)
در ادامه جهت تبيين سياست خارجي نظام اسلامي در قبال چنين موضوعاتي كه در شرايط كنوني در لبنان ، فلسطين ، عراق ... اتفاق افتاده و يا در حال وقوع است ؛ مطالبي ارائه مي شود:
در آموزه هاي اسلامي تأکيدات بسيار زيادي بر مسؤول بودن هر فرد مسلمانان در قبال مشکلات ساير مسلمانان و آمادگي براي دفاع از سرزمين هاي اسلامي و جلوگيري از تسلط کفار وجود دارد. ولي متأسفانه عليرغم اين همه آموزه هاي حيات بخش، جهان اسلام در قرون اخير دچار سستي و بي تفاوتي گرديده و نتيجه آن وضع اسفناک کشورهاي اسلامي است که به هيچ وجه مطابق با عزت و شأن اسلام نمي باشد. مسلما هرگونه تلاش و چاره انديشي براي رهايي از وضعيت موجود بايد مبتني بر شناخت دقيق عوامل به وجود آورنده آن باشد که مهمترين آنها عبارتند از:
1. دوري از تعاليم و آموزه هاي اصيل اسلامي.
2. دولت ها و حاکم سرسپرده و غاصب.
3. تهاجم شديد فرهنگي، نظامي و... بيگانگان به سرزمين هاي اسلامي.
4. وجود تفرقه و اختلافات مذهبي، ملي و... ميان مسلمانان.
به نظر مي رسد از ميان سه عامل فوق، عامل اول نقش بسيار مهمتري داشته باشد و بيداري جهان اسلام و انسجام و وحدت آنان براي مقابله با مشکلات داخلي و خارجي خود در گرو کار فرهنگي مستمر با تکيه بر آموزه هاي اسلامي در جهان اسلام مي باشد. از اين رو نظام اسلامي ايران محور اصلي انجام وظايف و رسالت هاي خود در قبال جهان اسلام را کار فرهنگي مستمر و دقيق قرار داده است و عملکردهاي بسيار مثبتي را در سطوح مختلف دولت و وزارت خارجه، سازمان هاي تبليغات اسلامي، حوزه هاي علميه، مراجع عظام تقليد، رسانه ها و... انجام داده است و در قبال اين موضوعات، نه تنها ساکت و بي تفاوت نبوده اند، بلکه بستگي به توان و امکانات مادي و معنوي خود از انجام هر اقدام لازم دريغ نورزيده اند. منتها علت اين که اين گونه اقدامات محسوس نتيجه فوري و چشم گيري در حل اساسي مشکلات ندارد به عوامل چهارگانه فوق باز مي گردد و بايد در راستاي حل اساسي آن حرکت کرد. اما در مورد ساير اقدامات مانند اقدام نظامي توجه شما را به نكات ذيل جلب مي نماييم:
الف. از منظر تعاليم اسلامي و آموزه هاي تشيع، برخورد و مقابله با دشمن، تنها منحصر در راهكارهاي نظامي نيست، بلكه علاوه بر آن راهكارهاي ديگري نظير اقدامات سياسي، فرهنگي و ... مورد اهتمام مي باشد. و اين واقعيتي است كه از سيره مبارزاتي پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) به خوبي نمايان است.
به عنوان نمونه امام علي(ع) در برخورد با دشمنان علاوه بر راهكارهاي نظامي بر اقدامات سياسي و فرهنگي و ... نيز تأكيد داشتند و حتي در مقاطع زيادي اولويت را به آنان مي دادند، نظير قضيه غصب خلافت، مكاتبه ها و موعظه هاي ايشان با ناكثين، مارقين و قاسطين و ... .(ر.ك: دانش نامه امام علي(ع) پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، جلد ششم، سياست، ص 238)
اصولا، ترجيح مبارزه سياسي و فرهنگي بر مبارزه مسلحانه، يكي از ويژگي هاي متمايز كننده جريانات شيعي نسبت به ديگر گرايش هاي استعماري در جهان اسلام است. كه اين كاملا با تعاليم و آموزه هاي اسلامي هماهنگ است. (ر.ك: اصل منع توسل به زور، سيد ابراهيم حسيني، نشر معارف، 1382).
چنانكه يكي از انديشمندان اسلامي در اين زمينه مي گويد: «جهاد از ديدگاه پيامبر(ص) در شرايطي آخرين راه حل ديپلماسي است كه همه راههاي صلح شرافتمندانه و مسالمت آميز عاقلانه بسته شده باشد و اين شيوه در ديپلماسي منطبق با قاعده عقلاني دفع افسد به فاسد است، به اين معني كه وقتي شرايط بدتري در انتظار است آن را با تحمل ضرر و خسارت كمتري دور مي كنيم...» (ر.ك: فقه سياسي حقوق تعهدات بين المللي و ديپلماسي در اسلام، عباسعلي عميد زنجاني، انتشارات سمت، 1379، ص 365)
نتيجه آنكه؛ جهاد و مبارزه نظامي با دشمن في نفسه اصالت نداشته و تنها به عنوان راهكاري اضطراري در مواقعي كه ساير راهكارهاي غيرنظامي پاسخ گو نباشد. مشروع مي باشد، از اين رو در تشخيص و شناسايي موارد جواز جهاد و مبارزه نظامي بايد كاملا شرايط، مقتضيات زمان و مكان، نتايج حاصله از ساير راهكارهاي غيرنظامي و ميزان بازدهي و موفقيت آنان و ...، بررسي و سپس به صورت منطقي و كارشناسي، تصميم گيري و بهترين راهكار، انتخاب شود. بر اين اساس است كه مواردي نظير صلح امام حسن(ع) و يا قيام امام حسين(ع) و ... قابل تبيين و تحليل مي باشد.

ب. از ديدگاه اسلامي تمامي مسلمانان و سرزمين هاي اسلامي پيكره واحدي بوده كه همگان در مقابل آن مسؤول مي باشند، از اين رو تجاوز به بخشي از دار الاسلام يا بلاد اسلامي در حكم اعلان جنگ بر عليه تمامي مسلمانان است و مسلمانان از هر مليت و نژادي موظف به دفاع و مقابله با مهاجمين مي باشند.
اما گاهي مواقع محدوديت ها و موانعي پيش مي آيد كه نمي توان به اين حكم اولي عملي نمود كه برخي از اين محدوديت ها و موانع عبارتند از:
1. فقدان قدرت و امكانات كافي دولت اسلامي؛
2. فقدان اتحاد كشورهاي اسلامي؛
3. مشكلات نظام بين الملل؛
واقعيت اين است كه ساختار كنوني نظام بين المللي و سازمانهاي بين المللي و حتي بسياري از قوانين و قواعد حاكم بر نظام بين المللي همه ساخته و مطابق با اهداف استعماري و منافع قدرت هاي استكباري مي باشد از اين روست كه مشاهده مي نماييم آمريكا و ديگر قدرت هاي بزرگ با استفاده از اين ساختار، سازمان ها و قواعد حقوق بين المللي، به صورت نامشروع بيشترين سوء استفاده را در جهت استثمار ملتها و بسط سلطه خود مي برند و اين در حالي است كه كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم، توانايي دفاع از حقوق قانوني و مشروع خود را ندارند.
مجموعه عوامل فوق سبب مي شود تا جمهوري اسلامي ايران در شرايط فعل سياست خويشتن داري همراه با حساسيت را دنبال نمايد. و الا بر اساس حقوق بين الملل اسلامي و حتي بر اساس برخي ديدگاه ها در حقوق بين الملل معاصر، در شرايط فعلي و با توجه به اقدامات خصمانه آمريكا بر عليه ايران و ساير كشورهاي اسلامي اين حق براي نظام اسلامي ايران محفوظ است كه به عنوان دفاع پيشگيرانه به سلطه طلبي هاي آمريكا، پاسخ قاطع و دندان شكن دهد. چنانكه شيخ جعفر كاشف الغطاء از فقهاي بزرگ شيعه، «اولين قسم جهاد را، جهاد براي حفظ كيان اسلام، آنگاه كه كفار قصد هجوم به سرزمين هاي مسلمانان را داشته باشند و آماده براي آن شدند و جمعيت هايي براي آن منظور فراهم كردند تا آنكه كلمه الكفر برتري يابد و كلمه الاسلام ساقط شود ، بيان مي كند» (فقه الصادق، محمد صادق روحاني، بيروت، دارالعلوم، 1409 ق. ج 13، ص 12)
و از ديدگاه دكتر محمد خير هيكل «از معناي جهاد تدافعي نبايد اين چنين برداشت شود كه حكومت اسلامي بايد دست به سينه بنشيند تا دشمن به خانه و كاشانه اش هجوم برد، سپس به دفاع برخيزد، بلكه به عكس، هنگامي كه احساس كرد دشمن براي پيكار آماده مي شود و قصدش تهاجم به نيروي اسلام است، بايد ابتكار عمل را به دست گيرد و قدرت تهاجم دشمن را در هم بشكند». (الجهاد و القتال في السياسه الشرعيه، هيكل، محمد خير، بيروت، دارالبيارق، 1417 ق)
علاوه بر اين بسياري از جنگهاي پيامبر اكرم(ص) نيز به عنوان دفاع پيشگيرانه بود. (اصل منع توسل به زور، همان، ص 211)
علاوه بر حقوق بين الملل اسلامي كه دفاع پيشگيرانه را مشروع مي داند برخي ديدگاه ها در حقوق بين الملل معاصر نيز آن را مشروع و قانوني مي دانند. (همان، ص 213)
بنابراين در شرايط فعلي اگر نظام اسلامي ايران و مراجع عظام احساس تكليف نمايند حتما به اعلان حكم جهاد مبادرت مي نمايند.
نتيجه آنكه، عدم اعلان جهاد و دست زدن به مبارزه نظامي بر عليه اشغالگران از سوي ايران و مراجع عظام شيعه از يك سو به وجود راهكارهاي بهتر و كم هزينه تر براي دست يابي به اهداف و از سوي ديگر عدم اتحاد كشورهاي اسلامي، فقدان امكانات و شرايط لازم و ... مي باشد. و در صورتي كه مصالح جامعه اسلامي و جهان تشيع اقتضاء نمايد از جهاد به عنوان آخرين وسيله براي بيرون راندن متجاوزين و كسب حقوق قانوني مسلمانان و شيعيان استفاده خواهد شد.

سوال (2): اين درسته كه جديدا گفتن هركسي بره با اسرائيل بجنگه 7 ميليون تومان پول بهش ميدن؟ بيشتر به يه شايعه شبيه هستش.
جواب: اين گفته شايعه اي بيش نيست و در شرايط کنوني دولت جمهوري اسلامي ايران در زمينه اعزام نيروي نظامي به لبنان و فلسطين هيچ گونه تصميمي ندارد.
دبير کل حزب الله لبنان نيز ضمن تشکر از متقاضيان اعزام به لبنان اعلام نموده در شرايط فعلي به هيچ وجه نيازي به ارسال نيروهاي نظامي به لبنان نمي باشد و حزب الله لبنان تنها حدود 10 الي 20 درصد توانايي هاي خويش را براي مقابله با اسرائيل به کار گرفته است.

اظهار نظر دقيق شما درباره پاسخ‏ها [با ذكر كد سوال] موجب تكامل و پويايي كار ماست.


آدرس :http://Nahad.net/q_a/QuestionList.asp بانك پرسش و پاسخ دانشجويي مي باشد

«خوشبختي و موفقيت شما را از خداوند بزرگ خواستاريم»

+ نوشته شده در 8:13 توسط علیرضا بهادرانی.
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
ولادت حضرت علي عليه السلام

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. در ميان آنان، بانوي بزرگواري هم مشغول طواف بود، ولي نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها. او با روحي لب ريز از خضوع و چشماني گريان از خدا مي خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل بود.

نسب علي (ع)

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع)

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

مادر علي (ع)

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».

 کنيه علي (ع)

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

القاب علي (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

نهج البلاغه علي (ع)

یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 

+ نوشته شده در 7:28 توسط علیرضا بهادرانی.