تبليغاتX
ولایت
ولایت
سیاست و جامعه اسلامی
سه شنبه سی ام خرداد 1385
ميرزا يحيي دولت آبادي ( نويسنده كتابهاي شهرناز و حيات يحيي ..)

 

يحيي دولت آبادي فرزند ميرزا هادي دولت آبادي است. پدر وي نيابت ميرزا يحيي صبح ازل مؤسس فرقه ازليه را بر عهده داشت (فرقه ازليه يکي از دو فرقه منشعب از بابيه است با اين توضيح که سيد علي محمد معروف به باب رئيس فرقه بابيه در سال 1260 هـ . ق دعوي بابيت و سپس دعوي مهدويت کرد و سرانجام در سال 1266 هـ . ق در تبريز به دار آويخته شد پس از وي پيروان او به دور ميرزا يحيي صبح ازل گرد آمدند و بهاء الله برادر او نيز از ميرزا يحيي پيروي مي کرد اما اختلافاتي ميان آنها پديد آمد که سرانجام منجر به جدايي آنها شد و بهاء الله فرقه بهائيت را تأسيس نمود از اين رو فرقه بابيت به دو فرقه ازليه و بهائيه منشعب شد ه پيشواي هر يک از دو دسته خود را جانشين سيد علي محمد «باب» مي دانند). بنابراين خانواده دولت آبادي به فرقه بابيه منتسب بودند و يحيي دولت آبادي در کتاب خويش «حيات يحيي» از فرقه بابيه مکررا تمجيد کرده و شورش هاي آنها را توجيه مي کند(1) وي بايي ها و بهايي هاي اصفهان را انسان هايي مظلوم و بي پناه دانسته که توسط مراجع ديني شيعيان خصوصا آقا نجفي اصفهاني در معرض انواع شکنجه ها و اذيت ها قرار گرفته اند.(2) يحيي دولت آبادي از حاميان کشف حجاب رضا شاه بود و در کتاب خود از کشف حجاب رضا شاه بود و در کتاب خود از کشف حجاب دفاع مي کند و افتخار مي کند که دختران خود را در جشن فارغ التحصيلي بدون پوشش اسلامي شرکت داده است وي کشف حجاب را از کارهاي بزرگ رضا شاه دانسته و مي نويسد: «تصديق بايد کرد که جز با قدرت و اراده محکم شاه پهلوي، رفع حجاب از ايران بسيار مشکل بود.»(3) خواهر وي صديقه دولت آبادي نيز که تا سال 1340 در کانون بانوان فعاليت داشت تمام عمرخود را در راه کشف حجاب از زنان ايراني سپري کرد و حتي در لحظات آخر زندگي نيز دست از اين تلاش بر نداشت و در وصيت نامه خود اين گونه نوشت که «مرا از محل «کانون بانوان» به آرمگاه ابديم ببريد و در مراسم تشييع جنازه ام حتي يک زن با حجاب شرکت نکند.»(4)
يحيي دولت آبادي در وصف آزادي و تجدد بسيار سخن گفته و مقاله نوشته است وي با طرفداري از تغيير خط فارسي به لاتين، آزادي بانوان، جدايي دين از سياست، و خارج نمودن روحانيت از صحنه جامعه و سياست و ... به همراهي با سياست هاي انگلستان و رژيم رضا شاه پرداخته و مکررا به تمجيد و تجليل از آن مباردرت مي ورزيد.(5)

--------------------------
پي نوشت ها:
1. يحيي دولت آبادي، حيات يحيي، ج 1، صص 36-317، به نقل از ماهنامه علمي فرهنگي واجتماعي زنان «حورا»، شماره 4، ارديبهشت 83.
2. يحيي دولت آبادي، حيات يحيي، همان، ج 1، ص 318.
3. يحيي دولت آبادي، حيات يحيي، همان، ج 2، ص 409.
4. ماهنامه علمي، فرهنگي و اجتماعي زنان «حورا»، شماره 4، ارديبهشت 83.
5. يحيي دولت آبادي، حيات يحيي، همان، ج 1، ص 136-137 و ج 2، ص 409 و ج 4، صص 168-170.

 

+ نوشته شده در 17:7 توسط علیرضا بهادرانی.