تبليغاتX
ولایت
ولایت
سیاست و جامعه اسلامی
جمعه هفتم بهمن 1384
امام جمعه ايلام از انحراف برخي مراسمهاي عزاداري ايام محرم به سمت خرافات انتقاد كرد.
نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه ايلام از انحراف برخي مراسمهاي عزاداري ايام محرم به سمت خرافات انتقاد كرد.

حجت‌الاسلام "محمدنقي لطفي" در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته ايلام گفت: در برخي مراسمهاي عزاداري سخناني بيان مي‌شود كه نه تنها وهن امام حسين(ع) بوده، بلكه ذلت و خواري اهل بيت(ع) را به نمايش مي‌گذارد.

وي با اشاره به اينكه امام حسين (ع) براي بزرگداشت عزت و عظمت اسلام و راست قامت ماندن دين خدا همه بلاها و سختيها را به جان خريد، اظهار داشت:
افرادي آگاهانه و يا از روي غفلت ، سخناني بيان مي‌كنند كه باعث انحراف مردم و نسل جوان جامعه از اسلام ناب محمدي(ص) خواهد شد.

وي حادثه عاشورا را از مهمترين عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ذكر كرد و افزود: يكي از ترفندهاي استكبار جهاني براي مبارزه با ملت ايران،بي‌محتوا كردن حادثه عاشورا و انحراف اين رخداد عظيم از مسير حقيقي خود است.

حجت‌الاسلام لطفي تاكيد كرد: دست اندركاران اينگونه مراسمها بايد با حفظ عزت و عظمت عاشورا وبيان اهداف و درسهاي حماسه‌بزرگ كربلا، اين جريان مستمر تاريخ و نماد حق عليه باطل را براي نسل جوان بيان كنند.

وي به هفته احيا امر به معروف و نهي از منكر اشاره كرد و گفت: مسوولان بايد با برخي منكرات از جمله فروش مواد مخدر و مشروبات الكلي كه در جامعه شيوع پيدا كرده، به طور قاطع و جدي برخورد كنند.

وي تاكيد كرد: اگر از كنار اين مسايل بي‌تفاوت بگذريم، نسل جوان به سوي تباهي و بي‌هويتي كشيده خواهند شد.

وي همچنين پيروزي انقلاب اسلامي را يكي از پديده‌هاي بي‌نظير جهان در يكصد سال اخير ذكر كرد و گفت: اين انقلاب دستاوردهاي بزرگي براي ملت ايران و همه ملتهاي آزاده جهان به ارمغان آورده است.

حجت‌الاسلام لطفي، اسلام‌ستيزي حكومت شاهنشاهي و ترويج سازماندهي شده فساد، تعميق فاصله طبقاتي ميان حاكمان و مردم، وابستگي حكومت به اجانب و فساد اخلاقي گسترده در ميان درباريان را از عوامل شكل‌گيري انقلاب اسلامي دانست.

وي احيا ارزشهاي فردي و اجتماعي اسلام، استقلال طلبي و عدالتخواهي، احيا روحيه خودباوري مسلمانان و بيداري همه ملتهاي اسلامي را از اهداف بلند انقلاب اسلامي ايران ذكر كرد.

وي ازهمه مسوولين و دست اندركاران ايام دهه فجر خواست:اهداف و آرمانهاي والاي انقلاب اسلامي را به نسل جوان معرفي كنند.

 

منبع : خبر گزاري جمهوري اسلامي

+ نوشته شده در 14:54 توسط علیرضا بهادرانی.
جمعه هفتم بهمن 1384
ماهاتما گاندي
‪ ۱۳۶‬سال پيش در چنين روزي در دوم اكتبر سال ‪ ۱۸۶۹‬ميلادي، "موهنداس كرمچند" مشهور به "ماهاتما گاندي" ديده به جهان گشود.

وي دوره تحصيلات حقوق را در انگليس گذراند و چند سال در آفريقاي جنوبي به وكالت پرداخت و از نزديك به مظالمي كه به هندي تبارها مي‌شد،آشنا شد.

گاندي پس‌از بازگشت به هند در بطن مبارزات مردم هند قرار گرفت و مقاومت منفي را در مبارزه با استعمار انگليس پيش گرفت كه در اين راه از خشونت و حتي مقابله به‌مثل را نفي كرد.

گاندي بزرگ در اين مبارزه به طبقات مطرود جامعه هند اهميت داد و نظام طبقاتي را نفي كرد. از جلوه‌هاي حركت وي در انقلاب ملت هند، تاكيد همراه با عمل همه‌جانبه به اكتفا به‌حداقل امكانات زندگي و تامين‌آن به دست خويش است.

در راستاي اين راهبرد كارساز تمام كالاهاي انگليسي تحريم شد ومردم اجناس خارجي را در ميادين به آتش كشيدند. گاندي بزي داشت كه از شير آن تغذيه مي‌كرد. پارچه لباس ساده‌اش را با نخ چرخ نخ‌ريسي خود تهيه مي‌كرد، و بدست خويش مي‌دوخت.

او در سال ‪ ۱۹۴۸‬ميلادي توسط هندويي متعصب به قتل رسيد.

+ نوشته شده در 14:43 توسط علیرضا بهادرانی.
یکشنبه دوم بهمن 1384
قاسطين و ناكثين و مارقين، گروههاى مقابل اميرالمؤمنين
 
اميرالمؤمنين با سه گروه روبه رو شد: قاسطين، ناكثين و مارقين؛ آن كسانى كه ظلم كردند، آن كسانى كه بيعت را شكستند، آن كسانى كه از دين خارج شدند. يك دسته، آن دسته ى اهل شام بودند؛ يعنى اصحاب معاويه و عمروعاص، كه بعضى از اينها سابقه ى اسلام نسبتاً طولانى هم داشتند، و بعضى هم جديدالاسلام بودند؛ يعنى دو، سه سال از زمان پيامبر را به مسلمانى گذرانده بودند و چيزى از آن زمان را درك نكرده بودند؛ عمده ى دوران اسلامشان، متعلق به بعد از زمان پيامبر بود. بعضيها هم بودند كه در همان جناح شام، جزو اصحاب پيامبر محسوب مى شدند. اينها قدرتى بودند كه از لحاظ سياسى قوى، از لحاظ مالى قوى، از لحاظ مانورهاى حكومتى قوى، با امكانات فراوان، در مقابل اميرالمؤمنين قرار داشتند. اميرالمؤمنين، هيچ ملاحظه يى در برابر آنها نكرد.
البته اين نبود كه آن حضرت، حاكم شام را فقط فاسق بداند و با او مبارزه كند؛ چون در ميان حكام اميرالمؤمنين، همه كه عادل نبودند. وقتى كه على بن ابى طالب به حكومت رسيد، اينها حاكم بودند، همه هم بودند؛ اينها كه عادل نبودند. عدالت، شرط فرماندارى و استاندارى اميرالمؤمنين نبود؛ آدمهاى ضعيف الايمانى هم در ميانشان وجود داشتند. زيادبن ابيه، ظاهراً از قبل از زمان اميرالمؤمنين، در همين فارس و كرمان و اين مناطق حاكم بود؛ زمان اميرالمؤمنين هم حاكم بود؛ امام حسن هم كه به خلافت رسيدند، باز حاكم بود؛ البته بعد هم به معاويه ملحق شد. بنابراين، مسأله، مسأله ى ظلم بود؛ مسأله ى تغيير روش خط اسلامى و تغيير جهت دادن به زندگى مسلمين بود. اين بود كه اميرالمؤمنين ايستادگى كرد و تحت تأثير هيچ ملاحظه يى قرار نگرفت.
از آن مشكلتر، اصحاب جمل بودند كه عايشه ى ام المؤمنين، با آن احترامى كه بين مسلمين دارد، جزو اينهاست. طلحه و زبير نيز، دو نفر از اقدمين مسلمانان، از صحابيهاى بزرگ پيامبر، از دوستان خود اميرالمؤمنين و بعضاً خويشاوند - زبير، پسر عمه ى اميرالمؤمنين و پيامبر بود - اينها همه يك طرف مجتمع بودند، و على(عليه السّلام) يك طرف ديگر. او تكليفش را تشخيص داد و قاطع حركت كرد.
من وقتى در مقياس زمان خودمان مقايسه مى كنم، مى بينم كه زندگى امام بزرگوارمان(رضوان اللَّه تعالى عليه)، عكس و تصويرى از همان زندگى است. روشها، منطبق با همان روشهاى اميرالمؤمنين؛ قاطع و بى ملاحظه. اميرالمؤمنين، مرد سنگدلى نبود. رحيمتر از او، دل نازك تر از او، گريه كننده تر از او - اما در مقابل ضعفا، در مقابل كسانى كه حق آنها تضييع مى شود - چه كسى بود؟ اما آن جايى كه حق تهديد مى شود، اميرالمؤمنين صلابتى از خودش نشان مى دهد كه نظيرش را در طول تاريخ اسلام نمى شود پيدا كرد.
+ نوشته شده در 8:34 توسط علیرضا بهادرانی.